ترجمه "reddish" به فارسی
سرخ جامه, قرمز رنگ, متمایل به قرمز بهترین ترجمه های "reddish" به فارسی هستند.
reddish
adjective
دستور زبان
Somewhat red. [..]
-
سرخ جامه
adjective -
قرمز رنگ
adjectiveThe windows of the peasants' huts shone dimly with a motionless reddish light;
پنجرههای کلبهها با جلائی تیره و قرمز رنگ و بیحرکت میدرخشید.
-
متمایل به قرمز
felt cold and seeing reddish muscles from the top of his ears
سرد احساس شد و ماهیچه های نوک گوشش متمایل به قرمز است
-
ترجمه های کمتر
- نسبتا قرمز
- پارچه مخمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reddish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reddish
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Reddish" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reddish در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "reddish" با ترجمه به فارسی
-
حواصیل قرمز
-
مرغ حق سرخگون
-
مرغ حق سرخگون
-
بنفش رنگ · بنفشه
-
لمور موشی قرمز-خاکستری
-
حشرهخوار مشکین قرمز-خاکستری
-
گوشهگیر سرخگون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن