ترجمه "redivivus" به فارسی

نوجان, نوزاده, باز زاده بهترین ترجمه های "redivivus" به فارسی هستند.

redivivus adjective دستور زبان

Living again; brought back to life; having come back to life. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوجان

  • نوزاده

  • باز زاده

  • ترجمه های کمتر

    • بازجان یافته
    • رستاخیز شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " redivivus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "redivivus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه