ترجمه "redness" به فارسی
سرخی, قرمزی, گلگونی بهترین ترجمه های "redness" به فارسی هستند.
redness
noun
دستور زبان
Having the quality of being red in color. [..]
-
سرخی
He played red to black, white to black.
او سرخی را به سیاهی و سیاهی را به سفیدی تغییر میدهد.
-
قرمزی
adjectiveBits of straw stuck in his red hair, and he limped with his left leg.
پسرک موهای قرمزی داشت که لای آنها پر کاه ریخته بود و از پای چپ میلنگید.
-
گلگونی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " redness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Redness
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Redness" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Redness در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "redness" با ترجمه به فارسی
-
مرغ جنگلی سرخ
-
شنل قرمزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن