ترجمه "reducer" به فارسی
رگلاتور, همبستگر, کاستگر بهترین ترجمه های "reducer" به فارسی هستند.
reducer
noun
دستور زبان
Something that reduces. [..]
-
رگلاتور
-
همبستگر
-
کاستگر
-
ترجمه های کمتر
- کاهشگر
- کاهنده
- (عکاسی) احیا کننده
- (مکانیک) مخروط تقلیلی
- احیا کننده
- تقلیل دهنده
- تنگ شونده
- تنگ کننده
- کم رنگ ساز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reducer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reducer" با ترجمه به فارسی
-
این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
-
عدسی کوچک نما
-
کاهش دهنده ریسک
-
(آبگونه را) غلیظ کردن · (آوا شناسی) خفیف کردن یا شدن · (با گرفتن آب) بر غلظت افزودن · (به زور یا تلقین و غیره) مطیع کردن · (به زور) گرفتن · (جراحی - استخوان شکسته یااندام جابه جا شده و غیره را ) به حال اول بازگرداندن 9 · (ریاضی) رد و ارجاع کردن · (شهر و غیره) تسخیر کردن · (شیمی) کاهیدن · (عکاسی) کم رنگ کردن (با کاستن نقره ی فیلم) 8 · (مواد غیرفلزی را از فلزجدا کردن) ناب کردن · - شدن · احیا کردن · ارزان کردن · از قیمت کاستن · از هم جدا کردن (اجزا) · استحاله کردن 6 · با هیدروژن آمیختن · بدبخت کردن · بهم فشردن · تبدیل شدن · تبدیل کردن · تجزیه کردن · تحلیل رفتن · تحویل یافته کردن 5 · تخفیف دادن · تنزل (مقام یارتبه و غیره) دادن · تنگ کردن · خلاصه کردن · دارای انضباط کردن · دارای سیستم (سازگان) کردن · دامنگیر کردن 2 · دچار کردن · دگردیس کردن · رقیق کردن · ساده کردن · سامان دادن · شکست دادن 0 · شکل دیگر دادن (به) · فراکافتن · فرو ارج کردن · فروکافتن · لاغر شدن · لاغر کردن · مختصر کردن · مرتب کردن · منظم کردن · موجز کردن · ندرک مک · نرم آوا کردن (واکه دار کردن) · وادار شدن (به خاطر استیصال) 3 · وادار کردن · وزن کم کردن 4 · ویدا شدن · ویدا کردن · پایین آمدن · پایین آوردن · چگال کردن · کاست کردن · کاستن · کاسته شدن · کاهاندن · کاهانیدن 7 · کاهش دادن · کاهیدن · کشاندن (به) 1 · کم شدن · کم کردن
-
عناصر کاهش عدم اطمینان
-
احیا کننده · عامل کاهنده · کاستگر
-
افشانش حجم كاهشيافته · افشانش کمحجم
-
کاهش هزینه های بازاریابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن