ترجمه "reducible" به فارسی

برگرداندنی, قابل تبدیل, قابل تحویل بهترین ترجمه های "reducible" به فارسی هستند.

reducible adjective دستور زبان

Capable of being reduced. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگرداندنی

  • قابل تبدیل

  • قابل تحویل

    But there was still that memory moving round the edges of his consciousness, something strongly felt but not reducible to definite shape

    اما آن خاطره همچنان بر لبهی آگاهی او میچرخید، چیزی بود که قویاً احساس میشد اما قابل تحویل به شکلی معین نبود.

  • ترجمه های کمتر

    • کاهش پذیر
    • کم کردنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reducible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reducible" با ترجمه به فارسی

  • این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
  • (آبگونه را) غلیظ کردن · (آوا شناسی) خفیف کردن یا شدن · (با گرفتن آب) بر غلظت افزودن · (به زور یا تلقین و غیره) مطیع کردن · (به زور) گرفتن · (جراحی - استخوان شکسته یااندام جابه جا شده و غیره را ) به حال اول بازگرداندن 9 · (ریاضی) رد و ارجاع کردن · (شهر و غیره) تسخیر کردن · (شیمی) کاهیدن · (عکاسی) کم رنگ کردن (با کاستن نقره ی فیلم) 8 · (مواد غیرفلزی را از فلزجدا کردن) ناب کردن · - شدن · احیا کردن · ارزان کردن · از قیمت کاستن · از هم جدا کردن (اجزا) · استحاله کردن 6 · با هیدروژن آمیختن · بدبخت کردن · بهم فشردن · تبدیل شدن · تبدیل کردن · تجزیه کردن · تحلیل رفتن · تحویل یافته کردن 5 · تخفیف دادن · تنزل (مقام یارتبه و غیره) دادن · تنگ کردن · خلاصه کردن · دارای انضباط کردن · دارای سیستم (سازگان) کردن · دامنگیر کردن 2 · دچار کردن · دگردیس کردن · رقیق کردن · ساده کردن · سامان دادن · شکست دادن 0 · شکل دیگر دادن (به) · فراکافتن · فرو ارج کردن · فروکافتن · لاغر شدن · لاغر کردن · مختصر کردن · مرتب کردن · منظم کردن · موجز کردن · ندرک مک · نرم آوا کردن (واکه دار کردن) · وادار شدن (به خاطر استیصال) 3 · وادار کردن · وزن کم کردن 4 · ویدا شدن · ویدا کردن · پایین آمدن · پایین آوردن · چگال کردن · کاست کردن · کاستن · کاسته شدن · کاهاندن · کاهانیدن 7 · کاهش دادن · کاهیدن · کشاندن (به) 1 · کم شدن · کم کردن
  • عناصر کاهش عدم اطمینان
  • (عکاسی) احیا کننده · (مکانیک) مخروط تقلیلی · احیا کننده · تقلیل دهنده · تنگ شونده · تنگ کننده · رگلاتور · همبستگر · کاستگر · کاهشگر · کاهنده · کم رنگ ساز
  • احیا کننده · عامل کاهنده · کاستگر
  • افشانش حجم كاهشيافته · افشانش کمحجم
اضافه کردن

ترجمه های "reducible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه