ترجمه "redundance" به فارسی

حشو, حشووزوائد, فراوانی بهترین ترجمه های "redundance" به فارسی هستند.

redundance noun دستور زبان

(now rare) Redundancy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حشو

    Dead vampire's redundant, but yes.

    " خون آشام مُرده " حشو داره ، ولي آره.

  • حشووزوائد

  • فراوانی

    and the functional redundancy to be able to repurpose, smoothly,

    و فراوانی کارکردی را بکار بست تا بتواند ظرفیت فعلی را

  • ترجمه های کمتر

    • زیادی
    • سخن زائد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " redundance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "redundance"

عباراتی شبیه به "redundance" با ترجمه به فارسی

  • کد افزونگی چرخشی
  • تکرار داده ها
  • بررسی توازن
  • (اظهار یا جمله) بخش زائد · (انگلیس) اخراج به خاطر عدم نیاز (redundance هم می نویسند) · افزونگی · افزونگی (نظریه اطلاعات) · بخش بیهوده · حشو · حشو قبیح · زیادتی · زیادی · فرط · فزونی · مقدار بیش از نیاز · واژه ی زاید
  • (انگلیس) اخراج شده (به خاطر مازاد بودن) · (واژه یا وند) زاید · اخراجی · اضافه · اضافی · بیش از حد لزوم · حشو · حشوآمیز · دارای طناب · زائد · زیادتی · زیاده · زیادی · مازاد · مازاد بر احتیاج · مفرط
  • غیر ضروری
  • (اظهار یا جمله) بخش زائد · (انگلیس) اخراج به خاطر عدم نیاز (redundance هم می نویسند) · افزونگی · افزونگی (نظریه اطلاعات) · بخش بیهوده · حشو · حشو قبیح · زیادتی · زیادی · فرط · فزونی · مقدار بیش از نیاز · واژه ی زاید
  • (اظهار یا جمله) بخش زائد · (انگلیس) اخراج به خاطر عدم نیاز (redundance هم می نویسند) · افزونگی · افزونگی (نظریه اطلاعات) · بخش بیهوده · حشو · حشو قبیح · زیادتی · زیادی · فرط · فزونی · مقدار بیش از نیاز · واژه ی زاید
اضافه کردن

ترجمه های "redundance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه