ترجمه "redundant" به فارسی
زیاده, اضافی, مازاد بهترین ترجمه های "redundant" به فارسی هستند.
redundant
adjective
دستور زبان
Superfluous; exceeding what is necessary. [..]
-
زیاده
adjective -
اضافی
adjectiveThese will be redundant concepts. And this isn't only something of the West.
اینها مفاهیم اضافی خواهند بود. و این چیزی نیست که در دنیای غرب اتفاق بیفتد.
-
مازاد
adjectiveand then it carries the redundant sand away from the structure for us.
سپس شن های مازاد رو برای ما از سازه دور کنه.
-
ترجمه های کمتر
- اضافه
- حشو
- زائد
- حشوآمیز
- اخراجی
- زیادتی
- مفرط
- زیادی
- (انگلیس) اخراج شده (به خاطر مازاد بودن)
- (واژه یا وند) زاید
- بیش از حد لزوم
- دارای طناب
- مازاد بر احتیاج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " redundant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Redundant
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Redundant" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Redundant در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "redundant" با ترجمه به فارسی
-
کد افزونگی چرخشی
-
تکرار داده ها
-
بررسی توازن
-
حشو · حشووزوائد · زیادی · سخن زائد · فراوانی
-
(اظهار یا جمله) بخش زائد · (انگلیس) اخراج به خاطر عدم نیاز (redundance هم می نویسند) · افزونگی · افزونگی (نظریه اطلاعات) · بخش بیهوده · حشو · حشو قبیح · زیادتی · زیادی · فرط · فزونی · مقدار بیش از نیاز · واژه ی زاید
-
غیر ضروری
-
(اظهار یا جمله) بخش زائد · (انگلیس) اخراج به خاطر عدم نیاز (redundance هم می نویسند) · افزونگی · افزونگی (نظریه اطلاعات) · بخش بیهوده · حشو · حشو قبیح · زیادتی · زیادی · فرط · فزونی · مقدار بیش از نیاز · واژه ی زاید
-
(اظهار یا جمله) بخش زائد · (انگلیس) اخراج به خاطر عدم نیاز (redundance هم می نویسند) · افزونگی · افزونگی (نظریه اطلاعات) · بخش بیهوده · حشو · حشو قبیح · زیادتی · زیادی · فرط · فزونی · مقدار بیش از نیاز · واژه ی زاید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن