ترجمه "reflector" به فارسی

بازتابنده, بازتابگر, بازرخشگر بهترین ترجمه های "reflector" به فارسی هستند.

reflector noun دستور زبان

Something which reflects heat, light or sound, especially something having a reflecting surface. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازتابنده

    noun

    in fact, is you see that reflector tape.

    در حقیقت شما نوار بازتابنده را می بینید.

  • بازتابگر

  • بازرخشگر

  • ترجمه های کمتر

    • رفلکتور
    • (واکنشگر اتمی - بمب اتمی) پستاب
    • رجوع شود به reflecting telescope
    • منعکس کننده
    • پس تابگر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reflector " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reflector" با ترجمه به فارسی

  • بازتابنده گوشهای
  • بازتابگر کردن · مجهز به بازتابگر یا پستاب کردن
اضافه کردن

ترجمه های "reflector" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه