ترجمه "reformed" به فارسی

اصلاح شده, بهسازی شده, سامان یافته R( -2 بزرگ) فرقه های پروتستان پیرو Calvin و Zwingli (در برابر پیروان Luther) بهترین ترجمه های "reformed" به فارسی هستند.

reformed adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of reform. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصلاح شده

    Come, is Babylon reformed, or have you degenerated? ' she added, glancing with a simper at Kitty.

    با پوزخندی نگاهی به کیتی انداخت و افزود: خوب، بابل اصلاح شده یا شما فاسد شدهاید؟

  • بهسازی شده

  • سامان یافته R( -2 بزرگ) فرقه های پروتستان پیرو Calvin و Zwingli (در برابر پیروان Luther)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reformed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Reformed adjective دستور زبان

Of the whole body of Protestant churches originating in the Reformation, or, in a more restricted sense, of those who separated from Martin Luther on the doctrine of consubstantiation, etc., and carried the Reformation, as they claimed, to a higher point. [..]

+ اضافه کردن

"Reformed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reformed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "reformed" با ترجمه به فارسی

  • (اخلاقا یا روحا و غیره) اصلاح کردن یا شدن · (شیمی) نفت را تحت فشار حرارت دادن · اصلاح · اصلاح طلبانه · اصلاح طلبی · اصلاح کردن · اصلاحات · اصلاحطلبی · اصلاحی · بازساخت کردن · بازسازی کردن · به کردن · بهسازی · بهسازی کردن · بهکرد · بهگری · بهگری کردن · تجدید سازمان · ترمیم کردن · رجوع شود به re-form · رفرم · سامان دادن · ساماندهی · نیک باش · نیک سازی · نیک سیرت کردن یا شدن
  • اصلاح طلب · مصلح
  • اصلاح کار
  • اصلاحات · اصلاحی · متضمن
  • احیا · اصلاح · اصلاحات · بازساختگی · بازسازی · تحول
  • اصلاح طلب · اصلاح کننده · بهسازگر · سامانگر R( -2 بزرگ) هر یک از رهبران جنبش پروتستان · مصلح
  • پر عیب و ایراد
  • اصلاح پذیر · بهبودپذیر
اضافه کردن

ترجمه های "reformed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه