ترجمه "reformer" به فارسی
اصلاح طلب, مصلح, بهسازگر بهترین ترجمه های "reformer" به فارسی هستند.
reformer
noun
دستور زبان
One who reforms, or who works for reform. [..]
-
اصلاح طلب
nouni thought, he must be looking for reformers
با خودم فکر کردم، که احتمالا دنبال افراد اصلاح طلب میگرده
-
مصلح
nounWe shall have the sham reformers self stultified and self convicted;
مصلح ین دروغین خود را رسوا و محکوم خواهند ساخت.
-
بهسازگر
-
ترجمه های کمتر
- اصلاح کننده
- سامانگر R( -2 بزرگ) هر یک از رهبران جنبش پروتستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reformer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reformer" با ترجمه به فارسی
-
(اخلاقا یا روحا و غیره) اصلاح کردن یا شدن · (شیمی) نفت را تحت فشار حرارت دادن · اصلاح · اصلاح طلبانه · اصلاح طلبی · اصلاح کردن · اصلاحات · اصلاحطلبی · اصلاحی · بازساخت کردن · بازسازی کردن · به کردن · بهسازی · بهسازی کردن · بهکرد · بهگری · بهگری کردن · تجدید سازمان · ترمیم کردن · رجوع شود به re-form · رفرم · سامان دادن · ساماندهی · نیک باش · نیک سازی · نیک سیرت کردن یا شدن
-
اصلاح طلب · مصلح
-
اصلاح کار
-
اصلاحات · اصلاحی · متضمن
-
احیا · اصلاح · اصلاحات · بازساختگی · بازسازی · تحول
-
اصلاح شده · بهسازی شده · سامان یافته R( -2 بزرگ) فرقه های پروتستان پیرو Calvin و Zwingli (در برابر پیروان Luther)
-
پر عیب و ایراد
-
اصلاح پذیر · بهبودپذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن