ترجمه "refrain" به فارسی

خودداری کردن, برگردان, فارسی بهترین ترجمه های "refrain" به فارسی هستند.

refrain verb noun دستور زبان

(transitive) To hold back; to restrain; to keep within prescribed bounds; to curb; to govern. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودداری کردن

    to keep one’s self from action

    He had deliberately refrained from mentioning the brutal attack George Mellis had made on Eve Blackwell.

    او از بازگو کردن حمله ددمنشانه جورج ملیس به ای و به لک ول عمدا خودداری کرده بود.

  • برگردان

    noun

    she sang the refrain very low, very lingeringly

    این برگردان را خیلی آهسته میخواند و طولش میداد.

  • فارسی

    noun adjective
  • ترجمه های کمتر

    • اجتناب
    • بند برگردان
    • واگردان
    • (با: from) خودداری کردن
    • (در ادبیات) ترجیع بند
    • (شعر و سرود) برگردان
    • (قدیمی) جلوگیری کردن
    • آهنگ واگردان
    • اجتناب کردن
    • احتراز کردن
    • امتناع کردن
    • بند ترجیع
    • دست برداشتن از
    • منع کردن
    • مهار کردن
    • هم سرایان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " refrain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Refrain
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودداری کردن

    He had deliberately refrained from mentioning the brutal attack George Mellis had made on Eve Blackwell.

    او از بازگو کردن حمله ددمنشانه جورج ملیس به ای و به لک ول عمدا خودداری کرده بود.

عباراتی شبیه به "refrain" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "refrain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه