ترجمه "refresh" به فارسی
(با خوردن یا نوشیدن یا خواب وغیره) تجدید قوا کردن, (برای تفنن یا خنک شدن و غیره) نوشیدن, (تنقلات) خوردن بهترین ترجمه های "refresh" به فارسی هستند.
refresh
noun
verb
دستور زبان
To renew or revitalize. [..]
-
(با خوردن یا نوشیدن یا خواب وغیره) تجدید قوا کردن
-
(برای تفنن یا خنک شدن و غیره) نوشیدن
-
(تنقلات) خوردن
-
ترجمه های کمتر
- (حافظه و غیره) تازه کردن
- (ملافه یاحوله یا غیره) عوض کردن
- بازآوردن
- بازآوری
- تازه کردن
- تازه گذاشتن
- تر و تازه کردن
- تناول کردن
- جان بخشیدن
- خرم شدن
- خرم کردن
- زنده کردن
- شاداب کردن
- طراوت بخشیدن
- فرهمند شدن
- فرهمند کردن
- نو نیرو شدن
- نوجان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " refresh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Refresh
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Refresh" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Refresh در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "refresh" با ترجمه به فارسی
-
سرزنده وبشاش · فرح بخش · پاکیزه
-
تازه ساز · تر و تازه · خرم ساز · خوشایند · روح انگیز · سرزنده وبشاش · طراوت بخش · طرب انگیز · فرح بخش · نوجانگر · پاکیزه
-
نرخ تازهسازی
-
تفریح · تنقلات · جانبخش · خرم سازی · خلق مجدد · خوراک · رفع خستگی · روح انگیزی · سرگرمی · طراوت بخشی · فرح بخشی · مفرح · نیرو بخشی · هر چیز فرح انگیز یا نوجان ساز: نوشیدنی
-
(آموزش) کلاس تقویتی · کلاس یادآوری
-
برچسبی در اچتیامال که صفحه را بعد زمان تعیین شده مجددا بارگذاری میکند.
-
تازه ساز · تر و تازه · خرم ساز · خوشایند · روح انگیز · سرزنده وبشاش · طراوت بخش · طرب انگیز · فرح بخش · نوجانگر · پاکیزه
-
تازه ساز · تر و تازه · خرم ساز · خوشایند · روح انگیز · سرزنده وبشاش · طراوت بخش · طرب انگیز · فرح بخش · نوجانگر · پاکیزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن