ترجمه "refreshful" به فارسی
پاکیزه, سرزنده وبشاش, فرح بخش بهترین ترجمه های "refreshful" به فارسی هستند.
refreshful
adjective
دستور زبان
Full of power to refresh; refreshing. [..]
-
پاکیزه
adjective -
سرزنده وبشاش
adjective -
فرح بخش
adjectiveWe rested there two days, the refreshment of the pools being so great.
چون چشمهها و آب برکهها بسیار فرح بخش مینمود، برای دو روز در آنجا به استراحت پرداختیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " refreshful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "refreshful" با ترجمه به فارسی
-
تازه ساز · تر و تازه · خرم ساز · خوشایند · روح انگیز · سرزنده وبشاش · طراوت بخش · طرب انگیز · فرح بخش · نوجانگر · پاکیزه
-
نرخ تازهسازی
-
تفریح · تنقلات · جانبخش · خرم سازی · خلق مجدد · خوراک · رفع خستگی · روح انگیزی · سرگرمی · طراوت بخشی · فرح بخشی · مفرح · نیرو بخشی · هر چیز فرح انگیز یا نوجان ساز: نوشیدنی
-
(آموزش) کلاس تقویتی · کلاس یادآوری
-
(با خوردن یا نوشیدن یا خواب وغیره) تجدید قوا کردن · (برای تفنن یا خنک شدن و غیره) نوشیدن · (تنقلات) خوردن · (حافظه و غیره) تازه کردن · (ملافه یاحوله یا غیره) عوض کردن · بازآوردن · بازآوری · تازه کردن · تازه گذاشتن · تر و تازه کردن · تناول کردن · جان بخشیدن · خرم شدن · خرم کردن · زنده کردن · شاداب کردن · طراوت بخشیدن · فرهمند شدن · فرهمند کردن · نو نیرو شدن · نوجان کردن
-
برچسبی در اچتیامال که صفحه را بعد زمان تعیین شده مجددا بارگذاری میکند.
-
تازه ساز · تر و تازه · خرم ساز · خوشایند · روح انگیز · سرزنده وبشاش · طراوت بخش · طرب انگیز · فرح بخش · نوجانگر · پاکیزه
-
تازه ساز · تر و تازه · خرم ساز · خوشایند · روح انگیز · سرزنده وبشاش · طراوت بخش · طرب انگیز · فرح بخش · نوجانگر · پاکیزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن