ترجمه "refreshment" به فارسی

تنقلات, خوراک, تفریح بهترین ترجمه های "refreshment" به فارسی هستند.

refreshment noun دستور زبان

The action of refreshing; a means of restoring strength, energy or vigour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنقلات

    to carry round the refreshments at exactly the proper hour, and in the proper order.

    تا هم به موقع و هم با نظم و ترتیب صحیح تنقلات را دور بگردانند.

  • خوراک

    noun

    It is here that we receive vital spiritual refreshment and direction through his organization.

    در این مکان است که راهنماییها و خوراک روحانی نیروبخش را از طریق سازمان یَهُوَه دریافت میکنیم.

  • تفریح

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سرگرمی
    • جانبخش
    • مفرح
    • خرم سازی
    • خلق مجدد
    • رفع خستگی
    • روح انگیزی
    • طراوت بخشی
    • فرح بخشی
    • نیرو بخشی
    • هر چیز فرح انگیز یا نوجان ساز: نوشیدنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " refreshment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Refreshment
+ اضافه کردن

"Refreshment" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Refreshment در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "refreshment" با ترجمه به فارسی

  • سرزنده وبشاش · فرح بخش · پاکیزه
  • تازه ساز · تر و تازه · خرم ساز · خوشایند · روح انگیز · سرزنده وبشاش · طراوت بخش · طرب انگیز · فرح بخش · نوجانگر · پاکیزه
  • نرخ تازهسازی
  • (آموزش) کلاس تقویتی · کلاس یادآوری
  • (با خوردن یا نوشیدن یا خواب وغیره) تجدید قوا کردن · (برای تفنن یا خنک شدن و غیره) نوشیدن · (تنقلات) خوردن · (حافظه و غیره) تازه کردن · (ملافه یاحوله یا غیره) عوض کردن · بازآوردن · بازآوری · تازه کردن · تازه گذاشتن · تر و تازه کردن · تناول کردن · جان بخشیدن · خرم شدن · خرم کردن · زنده کردن · شاداب کردن · طراوت بخشیدن · فرهمند شدن · فرهمند کردن · نو نیرو شدن · نوجان کردن
  • برچسبی در اچتیامال که صفحه را بعد زمان تعیین شده مجددا بارگذاری میکند.
  • تازه ساز · تر و تازه · خرم ساز · خوشایند · روح انگیز · سرزنده وبشاش · طراوت بخش · طرب انگیز · فرح بخش · نوجانگر · پاکیزه
  • تازه ساز · تر و تازه · خرم ساز · خوشایند · روح انگیز · سرزنده وبشاش · طراوت بخش · طرب انگیز · فرح بخش · نوجانگر · پاکیزه
اضافه کردن

ترجمه های "refreshment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه