ترجمه "refrigerant" به فارسی

سردکن, سردکننده, سردساز بهترین ترجمه های "refrigerant" به فارسی هستند.

refrigerant adjective noun دستور زبان

A substance used in a heat cycle that undergoes a phase change between gas and liquid to allow the cooling, as in refrigerators, air conditioners, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سردکن

    adjective noun
  • سردکننده

    We use anhydrous ammonia as a refrigerant.

    ما از محلول آمونیاک بی آب ، بعنوان سردکننده استفاده میکنی.

  • سردساز

  • ترجمه های کمتر

    • گرماکاه
    • (یخچال و غیره) ماده ی سردساز
    • تب بر
    • خنک کن
    • داروی تب بر
    • داروی تب کاه
    • ماده سردکننده
    • کاهنده ی حرارت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " refrigerant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "refrigerant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "refrigerant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه