ترجمه "refrigerate" به فارسی
خنک کردن, سرد کردن, (دارو و خوراک و غیره) حفظ کردن (یا سرد نگهداشتن) بهترین ترجمه های "refrigerate" به فارسی هستند.
refrigerate
verb
دستور زبان
(transitive, obsolete in general sense) To cool down, make cool. [..]
-
خنک کردن
verb -
سرد کردن
verb -
(دارو و خوراک و غیره) حفظ کردن (یا سرد نگهداشتن)
-
ترجمه های کمتر
- (در یخچال وغیره) سرد نگهداشتن
- خنک نگاه داشتن
- سرد داری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " refrigerate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "refrigerate" با ترجمه به فارسی
-
یخچال مغناطیسی
-
غذاهای سردشده
-
(ویژه ی حمل گوشت و غیره) کامیون سردخانه دار · کامیون یخچالی
-
حمل و نقل سرد
-
ذخیرهسازی سرد · ذخیرهسازی یخچالی
-
برودتشناسى · خنککنندهها
-
يخچال · یخچال
-
تجهیزات سردسازی · سيستمهاي سرمايش · يخچالها · کولرها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن