ترجمه "refuge" به فارسی
پناهگاه, پناهندگی, پناه بهترین ترجمه های "refuge" به فارسی هستند.
refuge
verb
noun
دستور زبان
Something or someone turned to for safety or assistance; a recourse or resort [..]
-
پناهگاه
nounOur wildlife refuge is the ideal environment for your elephant.
پناهگاه حيوانات ما ، ايده آل ترين فضا براي فيل شماست.
-
پناهندگی
noun -
پناه
nounHe took refuge there whenever he was depressed.
روزهائی که افسرده و دل مرده بود به آن جا پناه میبرد.
-
ترجمه های کمتر
- گریزگاه
- ملجا
- امان
- نوانخانه
- زنهار
- بهانه
- امانستان
- مستمسک
- مفر
- تیمارستان
- مخفیگاه
- دستاویز
- توسل
- مراجعه
- (جاده وخیابان) جزیره ی ایمنی
- (قدیمی) پناه بردن
- (قدیمی) پناه دادن
- اقدام اضطراری
- امان دادن
- امانگاه جانوران (که در آنجا حراست می شوند و شکار ممنوع است)
- جان پناه
- حرم مطهر
- حفاظتگاه جانوران
- راه میان
- زنهار دادن
- محل امن و امان
- میان سکوب
- پناه گاه
- یتیم خانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " refuge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Refuge
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Refuge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Refuge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "refuge"
عباراتی شبیه به "refuge" با ترجمه به فارسی
-
پناهگاه حیات وحش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن