ترجمه "regiment" به فارسی

هنگ, فوج, دولت بهترین ترجمه های "regiment" به فارسی هستند.

regiment verb noun دستور زبان

(military) An army unit, larger than a company and smaller than a division, consisting of at least two battalions, normally commanded by a colonel. Traditionally, multiple regiments are organized into brigades or divisions. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنگ

    noun

    army unit [..]

    The regimental adjutant came in and confirmed the news brought by Zherkov.

    آجودان هنگ وارد اتاق شد و خبری را که ژرکوف آورده بود تأیید کرد.

  • فوج

    We will divide our regiments into two squadrons.

    فوج خود را دو قسم میکنید،

  • دولت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (مهجور) حکومت
    • انضباط دادن
    • به هنگ گسیل داشتن
    • تبدیل به هنگ کردن
    • تحت نظام درآوردن
    • سازمان دادن
    • ساماندهی کردن
    • سخت مهار کردن
    • شدیدا کنترل کردن
    • عده ی کثیر
    • مامور هنگ یا فوج کردن
    • مثل سرباز رفتار کردن (با)
    • نظم و ترتیب دادن
    • هنگ بندی کردن
    • گروه انبوه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regiment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Regiment
+ اضافه کردن

"Regiment" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Regiment در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "regiment" با ترجمه به فارسی

  • رخت نظامی · لباس هنگ · هنگی · وابسته بهنگ
  • تشکیل هنگ · دسته بندی · گروه بندی
  • اونیفورم ارتشی · جامه و نشان های ویژه ی هر هنگ · لباس نظامی
اضافه کردن

ترجمه های "regiment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه