ترجمه "regimentals" به فارسی
اونیفورم ارتشی, جامه و نشان های ویژه ی هر هنگ, لباس نظامی بهترین ترجمه های "regimentals" به فارسی هستند.
regimentals
noun
دستور زبان
The uniform worn by a soldier in a regiment. [..]
-
اونیفورم ارتشی
-
جامه و نشان های ویژه ی هر هنگ
-
لباس نظامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regimentals " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "regimentals" با ترجمه به فارسی
-
رخت نظامی · لباس هنگ · هنگی · وابسته بهنگ
-
(مهجور) حکومت · انضباط دادن · به هنگ گسیل داشتن · تبدیل به هنگ کردن · تحت نظام درآوردن · دولت · سازمان دادن · ساماندهی کردن · سخت مهار کردن · شدیدا کنترل کردن · عده ی کثیر · فوج · مامور هنگ یا فوج کردن · مثل سرباز رفتار کردن (با) · نظم و ترتیب دادن · هنگ · هنگ بندی کردن · گروه انبوه
-
تشکیل هنگ · دسته بندی · گروه بندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن