ترجمه "registered" به فارسی
ثبت شده, ثبت نام شده, ضبط شده بهترین ترجمه های "registered" به فارسی هستند.
registered
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of register. [..]
-
ثبت شده
Born, raised and died on a ship, maybe I'm registered there.
من توي کشتي به دنيا اومدم ، بزرگ شدم و مردم شايد اسمم ثبت نشده باشه.
-
ثبت نام شده
With the technology we already have, users will already be registered.
با فناوری که الان در اختیارمونه ، کاربران از پیش ثبت نام شده ان
-
ضبط شده
-
ترجمه های کمتر
- نام نویسی شده
- نوشته شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " registered " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "registered" با ترجمه به فارسی
-
تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
-
بیکاری رسمی؛ بیکار ثبت شده
-
(در صدا و آواز) صدای زیر · دامنه ی صداهای زیر
-
دفاتر ثبت املاک
-
(آمریکا) پرستار دیپلمه (دارای پروانه ی رسمی)
-
دفتر ثبت دارایی
-
رکیدم یارب یسیون مسا تسیل
-
رجوع شود به ton
اضافه کردن مثال
اضافه کردن