ترجمه "regulations" به فارسی

قواعد, مقررات, آیین نامه بهترین ترجمه های "regulations" به فارسی هستند.

regulations noun

Plural form of regulation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قواعد

    noun

    adhering to the north american beer pong association regulations

    انجمن آمريكاى شمالى آبجو قواعد مطيع دارد

  • مقررات

    You sure don't seem to have much regard for rules and regulations.

    اصلاً به نظر نمياد براي قوانين و مقررات خيلي احترام قائل باشي ، سرباز.

  • آیین نامه

  • آییننامه

    If a soldier, he should be dressed in regulation uniform like the others.

    اگر سرباز است باید مطابق آییننامه مانند همه سربازان لباس بپوشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regulations " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "regulations" با ترجمه به فارسی

  • تنظيم هورموني · كنترل درونريز · كنترل عصبي-هورموني · کنترل هورمونی
  • ترتیب پذیر · قابل تنظیم
  • مقررات بازار
  • (شخص یا دستگاه) تنظیم کننده · تنظیم کننده · حاکم · حکمران · رگلاتور · سامانگر · فرماندار · فرمانده · مقام های ناظر · مهارگر · گنارشگر
  • تنظيم رشد · کنترل رشد
  • اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · تنظیم حرارت · توليد گرماي فيزيولوژيكي · عرقكردن · كنترل گرمايي · گرمازايي
  • مقررات حسابداری
  • تنظیم فیزیولوژیکی
اضافه کردن

ترجمه های "regulations" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه