ترجمه "regulator" به فارسی

رگلاتور, فرمانده, سامانگر بهترین ترجمه های "regulator" به فارسی هستند.

regulator noun دستور زبان

A device that controls or limits something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رگلاتور

    device with the function of maintaining a designated characteristic

  • فرمانده

    noun
  • سامانگر

  • ترجمه های کمتر

    • مهارگر
    • گنارشگر
    • حکمران
    • فرماندار
    • حاکم
    • (شخص یا دستگاه) تنظیم کننده
    • تنظیم کننده
    • مقام های ناظر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regulator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "regulator"

عباراتی شبیه به "regulator" با ترجمه به فارسی

  • تنظيم هورموني · كنترل درونريز · كنترل عصبي-هورموني · کنترل هورمونی
  • آیین نامه · آییننامه · قواعد · مقررات
  • ترتیب پذیر · قابل تنظیم
  • مقررات بازار
  • تنظيم رشد · کنترل رشد
  • اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · تنظیم حرارت · توليد گرماي فيزيولوژيكي · عرقكردن · كنترل گرمايي · گرمازايي
  • مقررات حسابداری
  • تنظیم فیزیولوژیکی
اضافه کردن

ترجمه های "regulator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه