ترجمه "reins" به فارسی

(قدیمی ), احساسات, خواسته ها بهترین ترجمه های "reins" به فارسی هستند.

reins verb noun

(archaic) The kidneys. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (قدیمی )

  • احساسات

    tugging at the reins and suddenly nausea overwhelmed her.

    و ناگهان با تمام قدرت افسار را گرفت و کشید ولی احساس دل بهمخوردگی کرد، حالت استفراغ به او دست داده بود.

  • خواسته ها

  • ترجمه های کمتر

    • صلب
    • علایق
    • لگام
    • ناحیه ی کلیه ها
    • کلیه ها
    • کمر
    • گرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reins " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "reins"

عباراتی شبیه به "reins" با ترجمه به فارسی

  • لجام زدن
  • ( با استفاده از عنان) راندن · ( با کشیدن عنان) اسب را ایستاندن · (جمع) زمام · (معمولا با: up یا in) مهار کردن · افسار · افسار (رجوع شود به تصویر: harness) · دهنه · دوال · راندن · زمام · عنان · عنان در دست گرفتن · لجام زدن · لگام · لگام کردن · مانع شدن · متوقف کردن · ممانعت · مهار · واپاد کردن · وسیله ی کنترل · پالهنگ · کنترل کردن
  • رجوع شود به checkrein
  • (اسب سواری) دهنه را به راست کشیدن (تا اسب به سوی چپ برود و بالعکس)
  • کنترل چیزی را به دست گرفتن
  • راندن · لجام زدن
  • ( با استفاده از عنان) راندن · ( با کشیدن عنان) اسب را ایستاندن · (جمع) زمام · (معمولا با: up یا in) مهار کردن · افسار · افسار (رجوع شود به تصویر: harness) · دهنه · دوال · راندن · زمام · عنان · عنان در دست گرفتن · لجام زدن · لگام · لگام کردن · مانع شدن · متوقف کردن · ممانعت · مهار · واپاد کردن · وسیله ی کنترل · پالهنگ · کنترل کردن
اضافه کردن

ترجمه های "reins" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه