ترجمه "relativity" به فارسی
نسبیت, (فلسفه) نسبی گرایی, (فیزیک) نسبیت بهترین ترجمه های "relativity" به فارسی هستند.
relativity
noun
دستور زبان
The state of being relative to something else. [..]
-
نسبیت
nounThen you use the symmetry of special relativity and you get an even simpler set
سپس به کمک تقارن در نسبیت خاص می تونید حتی مجموعه ساده تری بدست بیارید.
-
(فلسفه) نسبی گرایی
-
(فیزیک) نسبیت
-
ترجمه های کمتر
- نسبی بودن
- نسبیت گرایی
- نظریه (دیدمان) نسبیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relativity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Relativity
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Relativity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Relativity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "relativity" با ترجمه به فارسی
-
دنواشيوخ
-
نسبی بودن
-
سهولت نسبی
-
جرم اتمی نسبی
-
اصل نسبیت
-
وزن مولکولی
-
(دستور زبان) موصولی · (گیاه یا جانور) هم خانواده · تطبیقی · تفضیلی · خویش · خویشاوند · فامیل · فراخور · قوم و خویش · متناسب · مربوط · نزدیکان · نسبی · وابسته
-
آشنایی با نسبیت عام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن