ترجمه "religiose" به فارسی
دینداری, دیندار بحط افراط, مذهبی بودن بهترین ترجمه های "religiose" به فارسی هستند.
religiose
adjective
دستور زبان
Superficially religious, especially in an affected or sentimental way. [..]
-
دینداری
-
دیندار بحط افراط
-
مذهبی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " religiose " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "religiose" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه به افراط یا به طور متظاهرانه) مذهبی بودن · خشکه مقدسی · مجلس مذهبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن