ترجمه "relinquishment" به فارسی
انصراف, واگذاری, ترک بهترین ترجمه های "relinquishment" به فارسی هستند.
relinquishment
noun
دستور زبان
The act of relinquishing something. [..]
-
انصراف
nounThen noting a shadow of relinquishment pass swiftly over Hortenses face
اما چون متوجه شد که آنا سایهای از انصراف بر چهره هورتنس افتاده است،
-
واگذاری
-
ترک
noun properI relinquish my command based on the fact that I have been emotionally compromised.
من سِمَت فرماندهي رو با توجه به واقعيتي که دچار احساسات شدم ترک مي کنم
-
ترجمه های کمتر
- صرف نظرر
- چشم پوشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relinquishment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "relinquishment" با ترجمه به فارسی
-
از دست دادن · انکار کردن · برگشتن · ترک کردن · ترک کردن، بترک گفتن · تسلیم کردن · دست کشیدن (از) · رهاکردن · صرف نظرکردن · واگذار کردن · ول کردن · چشم پوشیدن
-
انصراف
-
انصراف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن