ترجمه "relish" به فارسی
مزه, طعم, لذت بهترین ترجمه های "relish" به فارسی هستند.
(transitive) To give a relish to; to cause to taste agreeable, to make appetizing. [from 16th c.] [..]
-
مزه
nounon the contrary, at every word he became more persistent and irritable, as though he relished it.
بلکه بر عکس با هر کلمه عصبانیتر و پیگیرتر میشد، گویی این کار به دهانش مزه میکرد.
-
طعم
nounAt 90 years of age, Sarah finally got to relish the moment she had longed for all her adult life.
سرانجام سارا در سن ۹۰ سالگی طعم لحظهای را چشید که در تمام زندگی انتظارش را میکشید.
-
لذت
nounA few more minutes to relish your agony, then I shall extract my long overdue retribution.
چند دقیقهی دیگر از رنج شما لذت میبرم، بعد تلافی انتظار طولانیام را در خواهم آورد.
-
ترجمه های کمتر
- رغبت
- اشتها
- دوست داشتن
- چاشنی
- ذوق
- اشتیاق
- شوق
- شور
- میل
- خوشی
- اثر
- گزک
- ذائقه
- نشانه
- (خوراک) مخلفات (ترشیجات و غیره)
- (نادر) طعم دادن
- تمتع بردن
- خوش آمدن (از چیزی)
- خوشمزه بودن
- رایحه تند
- رجوع شود به appetizer
- طعم خوب داشتن 0
- لذت بردن
- مزه تند
- مزه دار کردن
- مزه داشتن
- مزه یا طعم یا ویژگی چیزی را داشتن
- هر چیز اشتیاق انگیز 5 - چاشنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Relish" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Relish در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "relish" با ترجمه به فارسی
-
بامزه · خوش طعم
-
مزه مزه
-
مزه مزه
-
مزه مزه