ترجمه "remarkable" به فارسی
چشمگیر, استثنایی, ابرروال بهترین ترجمه های "remarkable" به فارسی هستند.
remarkable
adjective
دستور زبان
Worthy of being remarked or noticed; noticeable; conspicuous; hence, uncommon; extraordinary. [..]
-
چشمگیر
She couldn't believe that the parents were totally unaware of their daughter's remarkable talents.
باورش نمیشد که پدر و مادر او به کلی از استعداد چشمگیر و بارز دخترشان بیخبر باشند.
-
استثنایی
But the truly remarkable thing were the tiny ink dots moving around it
نقطههای جوهری ریز و متحرک نقشه آن را نقشهای استثنایی کرده بود.
-
ابرروال
-
ترجمه های کمتر
- خارق العاده، شگفت انگیز، شگرف، بدیع
- مگری
- نو هنجار، فراخوی، غیر معمول
- جالب توجه
- دید انگیز
- فوق العاده
- قابل توجه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " remarkable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "remarkable" با ترجمه به فارسی
-
جزئیات- توضیحات
-
(پس از توجه یا به عنوان تفسیر) اظهار کردن · اظهار · اظهار نظر · اظهار نظر کردن · باز نمود · تبصره · تشخیص دادن · توجه · ذکر کردن · رجوع شود به remarque · روی آوری · سخن · قول · متوجه شدن · مشاهده کردن · ملاحظه · ملاحظه کردن · نشان کردن · نمید · نمیدن · نوشتن · پشدید · پی بردن · گفتن · گفته
-
بطور برجسته · بطور قابل ملاحظه · فوق العاده
-
اه هيرظن راهظا
-
لطیفه
-
طعنه · طنز
-
(پس از توجه یا به عنوان تفسیر) اظهار کردن · اظهار · اظهار نظر · اظهار نظر کردن · باز نمود · تبصره · تشخیص دادن · توجه · ذکر کردن · رجوع شود به remarque · روی آوری · سخن · قول · متوجه شدن · مشاهده کردن · ملاحظه · ملاحظه کردن · نشان کردن · نمید · نمیدن · نوشتن · پشدید · پی بردن · گفتن · گفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن