ترجمه "remanent" به فارسی

باقیمانده, بقیه, (نادر) پس مانده بهترین ترجمه های "remanent" به فارسی هستند.

remanent noun adjective دستور زبان

remaining or persisting especially after an electrical or magnetic influence is removed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باقیمانده

  • بقیه

  • (نادر) پس مانده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remanent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "remanent" با ترجمه به فارسی

  • (برق) مغناطیس پس ماند · پس ماند
  • (کشتی و غیره) دوباره دارای ملوان کردن · دوباره مردانه کردن · دوباره مردانگی و شجاعت بخشیدن
  • (برق) مغناطیس پس ماند · پس ماند
اضافه کردن

ترجمه های "remanent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه