ترجمه "remediable" به فارسی

باچاره, درمان پذیر, قابل علاج بهترین ترجمه های "remediable" به فارسی هستند.

remediable adjective دستور زبان

Capable of being remedied. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باچاره

  • درمان پذیر

  • قابل علاج

  • چاره پذیر

    That was a misfortune no one could remedy, for the peasants of the district burned their hay rather than let the French have it.

    اما این بدبختی چاره پذیر نبود زیرا موژیکهای آن حوالی یونجههای خود را میسوزاندند و به فرانسویان نمیدادند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remediable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "remediable" با ترجمه به فارسی

  • تيمار زيستشناختي آلايندهها · فعاليت درمانبخشي · كاهش آلودگي · پيشگيري از آلودگي · کنترل آلودگی
  • (حقوق) جبران رسمی · اصلاح کردن · بازسازی کردن · ترمیم قضایی (legal redress هم می گویند) · ترمیم کردن · جبران حقوقی · جبران خسارت · دارو · درمان · درمان کردن · دوا · راه حل · شفا · شفا بخش · علاج · علاج بخش · علاج کردن · فریادرسی · مداوا · مداوا کردن · معالجه · وید · چاره · چاره کردن · گزیر
  • (آموزش) وابسته به کلاس بازآموزی · اصلاحی · بازآموز · بازساختی · ترمیمی · جبرانی · درمانی · شفا بخش · علاج بخش · علاجی · معالج · چاره ای
  • ترمیم کردن · درمان کردن
  • فعاليت درمانبخشي (آلودگي)
  • طب سنتی
  • (آموزش) درمان ناتوانی آموزشی · جبران خسارت · دارو · درمان · علاج · فریادرسی · چاره · گزیر
  • (آموزش) درمان ناتوانی آموزشی · جبران خسارت · دارو · درمان · علاج · فریادرسی · چاره · گزیر
اضافه کردن

ترجمه های "remediable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه