ترجمه "remediation" به فارسی
فریادرسی, گزیر, علاج بهترین ترجمه های "remediation" به فارسی هستند.
remediation
noun
دستور زبان
An action taken to remedy a situation. [..]
-
فریادرسی
noun -
گزیر
noun -
علاج
nounEmigration was not to others the obvious remedy, the sublime conception.
مهاجرت در نزد دیگران علاج بدیهی نبود فکری بکری عالی.
-
ترجمه های کمتر
- درمان
- چاره
- دارو
- (آموزش) درمان ناتوانی آموزشی
- جبران خسارت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " remediation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "remediation" با ترجمه به فارسی
-
تيمار زيستشناختي آلايندهها · فعاليت درمانبخشي · كاهش آلودگي · پيشگيري از آلودگي · کنترل آلودگی
-
(حقوق) جبران رسمی · اصلاح کردن · بازسازی کردن · ترمیم قضایی (legal redress هم می گویند) · ترمیم کردن · جبران حقوقی · جبران خسارت · دارو · درمان · درمان کردن · دوا · راه حل · شفا · شفا بخش · علاج · علاج بخش · علاج کردن · فریادرسی · مداوا · مداوا کردن · معالجه · وید · چاره · چاره کردن · گزیر
-
(آموزش) وابسته به کلاس بازآموزی · اصلاحی · بازآموز · بازساختی · ترمیمی · جبرانی · درمانی · شفا بخش · علاج بخش · علاجی · معالج · چاره ای
-
ترمیم کردن · درمان کردن
-
فعاليت درمانبخشي (آلودگي)
-
طب سنتی
-
باچاره · درمان پذیر · قابل علاج · چاره پذیر
-
ترمیم کردن · درمان کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن