ترجمه "rendezvous" به فارسی

قرار ملاقات, دیدار, ملاقات بهترین ترجمه های "rendezvous" به فارسی هستند.

rendezvous verb noun دستور زبان

A meeting or date. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرار ملاقات

    noun

    agreement to meet; a location or time agreed upon to meet

    A horrid little rendezvous in a horrid little hotel.

    قرار ملاقات گذاشتن زشت در هتل بی ارزش زشت.

  • دیدار

    meeting or date

  • ملاقات

    noun

    meeting or date

    Shannon had called him the previous day and given him the instructions and the rendezvous.

    شانون در روز قبل به وی تلفن کرده و دستورات و محل ملاقات را گفته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • وعدهٔ دیدار
    • میعادگاه
    • پاتوق
    • قرار
    • میعاد
    • دیدارگاه
    • راندوو
    • (طبق قرار) ملاقات کردن
    • (قشون و ناوگان و غیره) در یک جا گرد آمدن یا گردآوردن
    • (قشون یا کشتی ها و غیره) محل گردهمایی
    • دیدار کردن
    • محل ملاقات
    • وعده گاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rendezvous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rendezvous" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rendezvous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه