ترجمه "renew" به فارسی

تجدید کردن, تازه کردن, بازآغازیدن بهترین ترجمه های "renew" به فارسی هستند.

renew verb دستور زبان

(transitive) To make (something) new again; to restore to freshness or original condition. [from 14th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجدید کردن

    verb

    Nicholas did not go to Moscow, and the countess did not renew the conversation with him about marriage.

    نیکلای به مسکو نرفت و کنتس گفتگوی ازدواج را با او تجدید نکرد

  • تازه کردن

  • بازآغازیدن

  • ترجمه های کمتر

    • درازاندن
    • نوکردن
    • (دوباره) پر کردن
    • احیا کردن
    • از سرگرفتن
    • تجديد كردن
    • تجلی کردن
    • تکرار کردن
    • حلول کردن
    • دوباره برقرار کردن
    • عوض کردن
    • فراهم کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " renew " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Renew
+ اضافه کردن

"Renew" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Renew در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "renew" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "renew" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه