ترجمه "renown" به فارسی
شهرت, نام, آوازه بهترین ترجمه های "renown" به فارسی هستند.
renown
noun
دستور زبان
Fame; celebrity; wide recognition. [..]
-
شهرت
nounThis royal renown sometimes drew down upon him singular windfalls.
این شهرت شاهانه، گاه نعمتهای غریبی برایش حاصل میداشت.
-
نام
noun -
آوازه
nounForemost went twelve of the king's household men, Riders of renown.
پیشاپیش سپاه دوازده تـن از درباریـان شـاه، سوارانی پر آوازه اسب میراندند.
-
ترجمه های کمتر
- معروفیت
- اشتهار
- بلندآوازگی
- (مهجور) شایعه
- (مهجور) مشهور کردن
- نیک نامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " renown " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Renown
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Renown" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Renown در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "renown" با ترجمه به فارسی
-
بلند آوازه · مشهور · معروف · نیک نام · پرآوازه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن