ترجمه "renowned" به فارسی

معروف, مشهور, پرآوازه بهترین ترجمه های "renowned" به فارسی هستند.

renowned adjective دستور زبان

Famous, celebrated, or well-known. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معروف

    adjective

    My Lift up your Hearts was renowned throughout the diocese.

    آن شعر دلانگیز قلبت را به معراج ببر را که من میخواندم در تمام بخش معروف بود.

  • مشهور

    adjective

    Things of great sorrow and renown have come to pass.

    وقایع مشهور و مایهی انـدوه فـراوان روی داده است.

  • پرآوازه

    for her deeds have set her among the queens of great renown.'

    کردههای این دختر او را در زمرهی شهبانوان بسیار پرآوازه قرار داده است.

  • ترجمه های کمتر

    • بلند آوازه
    • نیک نام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " renowned " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Renowned
+ اضافه کردن

"Renowned" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Renowned در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "renowned" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) شایعه · (مهجور) مشهور کردن · آوازه · اشتهار · بلندآوازگی · شهرت · معروفیت · نام · نیک نامی
اضافه کردن

ترجمه های "renowned" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه