ترجمه "repairable" به فارسی
تعمیربردار ترجمه "repairable" به فارسی است.
repairable
adjective
دستور زبان
Able to be repaired. [..]
-
تعمیربردار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repairable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "repairable" با ترجمه به فارسی
-
عملیات تعمیر و نگهداری
-
اشيانه هواپيما · حفاظ · پناهنگاه
-
کارگاهها
-
(نیرو یا سلامتی و غیره) بازیافتن · از سر گرفتن · اصلاح کردن · بازسازی · بازسازی کردن · بازگرداندن · بهسازی کردن · تاوان دادن · ترمیم کردن · تعمیر · تعمیر کردن · تلافی کردن · جبران کردن · حضور یافتن · درست کردن · درمان کردن · رفتن (به جای بخصوص) · رفو کردن · زنده کردن · صدمه زدن به · غرامت دادن · غرامت پرداختن · لطمه زدن به · متشبث شدن به · متوسل شدن · مراجعه مکرر · مرتبا رفتن (به محلی) · مرمت · مرمت کردن · نوسازی · نوسازی کردن · واسازی · واسازی کردن · وصله پینه · وصله پینه کردن · وضع (از نظر تعمیر و طرز کار) · پاتوق · پاتوق کردن · پینه دوزی · پینه دوزی کردن
-
تعمیر- اصلاح کردن
-
تعمیرات اساسی
-
تعمیر عیب
-
بازسازي تجهيزات · بهسازي · تعمیر · مرمتها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن