ترجمه "repair" به فارسی
مرمت, تعمیر, تعمیر کردن بهترین ترجمه های "repair" به فارسی هستند.
repair
verb
noun
دستور زبان
The act of repairing something. [..]
-
مرمت
nounArtistry can also be seen in the repair and recovery of the human body.
حس هنری را میتوان در مرمت و بازسازی بدن انسان نیز مشاهده کرد.
-
تعمیر
nounThe roof is really in need of repair.
پشت بام واقعا به تعمیر احتیاج دارد.
-
تعمیر کردن
whether it's to build something or repair something.
یا حتی می تواند مربوط به ساختن یا تعمیر کردن چیزی باشد.
-
ترجمه های کمتر
- مرمت کردن
- بازسازی
- نوسازی
- واسازی
- پاتوق
- بازگرداندن
- (نیرو یا سلامتی و غیره) بازیافتن
- از سر گرفتن
- اصلاح کردن
- بازسازی کردن
- بهسازی کردن
- تاوان دادن
- ترمیم کردن
- تلافی کردن
- جبران کردن
- حضور یافتن
- درست کردن
- درمان کردن
- رفتن (به جای بخصوص)
- رفو کردن
- زنده کردن
- صدمه زدن به
- غرامت دادن
- غرامت پرداختن
- لطمه زدن به
- متشبث شدن به
- متوسل شدن
- مراجعه مکرر
- مرتبا رفتن (به محلی)
- نوسازی کردن
- واسازی کردن
- وصله پینه
- وصله پینه کردن
- وضع (از نظر تعمیر و طرز کار)
- پاتوق کردن
- پینه دوزی
- پینه دوزی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repair " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Repair
-
تعمیر- اصلاح کردن
تصاویر با "repair"
عباراتی شبیه به "repair" با ترجمه به فارسی
-
عملیات تعمیر و نگهداری
-
اشيانه هواپيما · حفاظ · پناهنگاه
-
کارگاهها
-
تعمیربردار
-
تعمیرات اساسی
-
تعمیر عیب
-
بازسازي تجهيزات · بهسازي · تعمیر · مرمتها
-
بازسازي تجهيزات · بهسازي · تعمیر · مرمتها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن