ترجمه "rep" به فارسی

نماینده, تکرار, جمهوری بهترین ترجمه های "rep" به فارسی هستند.

rep verb noun دستور زبان

(textiles) A fabric made of silk or wool, or of silk and wool, and having a transversely corded or ribbed surface; repp. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نماینده

    noun

    You handle a lot of triage in your time as a sales rep?

    بعنوان نماینده خیلی خدمات پزشکی انجام دادی ؟

  • تکرار

    noun

    That... those last three, four reps, you were activating maximal amount of muscle.

    . اون سه چهار تا تکرار آخري حداکثر مقدار عضلاتت رو فعال ميکنه

  • جمهوری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شهرت
    • گزارش
    • جمهوریخواه
    • گزارشگر
    • (فیزیک) رپ
    • تئاتر رپرتوار
    • میزان تابشگری ایونیزه ساز
    • پارچه مبلی
    • پارچه ی دارای نقش برجسته
    • پارچه ی مبلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rep " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rep noun دستور زبان

Republican. [..]

+ اضافه کردن

"Rep" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rep در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rep" با ترجمه به فارسی

  • ربس · رپس
  • مخفف : جمهوری دومینیکان
اضافه کردن

ترجمه های "rep" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه