ترجمه "repercussion" به فارسی

انعکاس, بازتاب, بازگردانی بهترین ترجمه های "repercussion" به فارسی هستند.

repercussion noun دستور زبان

A consequence or ensuing result of some action. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انعکاس

    noun

    drew cartoons that had repercussions all over the world —

    که کاریکاتور هایی کشیدن که در همه دنیا انعکاس پیدا کرد,

  • بازتاب

  • بازگردانی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پسزنی
    • پسکوب
    • پژواک
    • پیامد
    • طنین
    • دفع
    • (به ویژه نور یا صدا) پستاب
    • (قدیمی) واجهش
    • (معمولا جمع) واکنش (غیر مستقیم یا دور دست یا گسترده و غیره)
    • اثر (اثرات)
    • عکس العمل
    • عکس العمل سیاسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " repercussion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "repercussion" با ترجمه به فارسی

  • برگردنده · منعکس شونده · منعکس کننده
اضافه کردن

ترجمه های "repercussion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه