ترجمه "repertory" به فارسی
فهرست, انبار, مجموعه بهترین ترجمه های "repertory" به فارسی هستند.
repertory
noun
دستور زبان
a repertoire [..]
-
فهرست
nounI would have no extraordinary repertory.
و به فهرست خارقالعاده محتاج نمیبودم.
-
انبار
noun -
مجموعه
nounHe combined the repertory of the birds with the repertory of the workshops.
مجموعه نغمات پرندگان را با مجموعه آهنگهای کارگاهها جفتوجور میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- اندوزه
- اندوزگاه
- ذخیره
- رجوع شود به repertoire
- روش نمایش
- موجودی انبار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repertory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Repertory
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Repertory" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Repertory در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "repertory" با ترجمه به فارسی
-
شرکت سهامی
-
(تماشاخانه ای که در هر فصل شمار معینی نمایش را متناوبا اجرا می کند) تماشاخانه ی اندوزه ای · تئاتر رپرتوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن