ترجمه "replace" به فارسی

جایگزین کردن, بازگرداندن, تعویض کردن بهترین ترجمه های "replace" به فارسی هستند.

replace verb دستور زبان

(transitive) To restore to a former place, position, condition, or the like. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جایگزین کردن

    to substitute

    to replace those fossil fuels with clean sources of energy.

    جایگزین کردن این سوختهای فسیلی با منابع غير آلاينده انرژی باشد.

  • بازگرداندن

  • تعویض کردن

  • ترجمه های کمتر

    • تغییر مکان
    • جابجا کردن
    • جانشین شدن یا کردن
    • جای چیزی را گرفتن
    • جایگزین شدن
    • در جای پیشین قرار دادن
    • سرجای خود گذاشتن
    • عوض کردن
    • مسترد کردن
    • ندرك نيزگياج
    • پس دادن
    • پس و پیش کردن
    • پس گذاشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " replace " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Replace
+ اضافه کردن

"Replace" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Replace در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "replace" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "replace" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه