ترجمه "replacement" به فارسی
جانشینی, تعویض, جایگزین بهترین ترجمه های "replacement" به فارسی هستند.
A person or thing that takes the place of another; a substitute. [..]
-
جانشینی
nounWhen my father was killed, there was fierce competition to replace him as jarl.
وقتی پدرم کشته شد ، یه رقابت حریصانه واسه جانشینی اون به عنوان فرمانروا پیش اومد.
-
تعویض
nounFive weeks ago I had total hip replacement surgery.
پنج هفته پیش من یک عمل جراحی تعویض کامل مفصل ران داشتم.
-
جایگزین
nounA ball-pen became a universal handwriting tool, replacing fountain pen.
خودکار سرتوپی دار جایگزین خودکار فواره ای شده به یک ابزار دست نویسی جهانی تبدیل گشت.
-
ترجمه های کمتر
- جایگزینی
- جانشین
- عوض
- پسگذاشت
- یدک
- (زمین شناسی) بازگذاشت
- (شخص یا چیز) زاپاس
- دوباره گذاری
- سر جای اول گذاری
- سرباز احتیاط
- علی البدل
- قائم مقام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " replacement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
جایگزین
nounA ball-pen became a universal handwriting tool, replacing fountain pen.
خودکار سرتوپی دار جایگزین خودکار فواره ای شده به یک ابزار دست نویسی جهانی تبدیل گشت.
-
جایگزینی
Replace the currently selected date with this date
جایگزینی تاریخی که اخیراً برگزیده شده با این تاریخ
عباراتی شبیه به "replacement" با ترجمه به فارسی
-
اولسترا · جانشينهاي ليپيد · جانشینهاي چربي · جایگزینهای چربی · پلياستر سوكروز
-
مخارج جایگزینی تجهیزات
-
جایگزینهای شیر · جایگزینهای شیر (جانوران)
-
درمان نگهدارنده با متادون
-
ترک سیگار با چسب نیکوتین
-
قطعات جايگزين · قطعات یدکی
-
نمودار جانشینی
-
بهای جاری جایگزینی