ترجمه "reposeful" به فارسی
آرام, آسوده بهترین ترجمه های "reposeful" به فارسی هستند.
reposeful
adjective
دستور زبان
Providing repose, restful. [..]
-
آرام
adjectiveHe was quite calm and reposeful in his movements: a new serenity shone in him.
حرکاتش آرام بود؛ صفای تازهای چشمان آ بیش را روشنمیکرد.
-
آسوده
Owing to the density of the crowd of reposing whales, more immediately surrounding the embayed axis of the herd
به واسطه تراکم جمعیت والهای آسوده که با محور درون رمه فاصله کمتری داشتند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reposeful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reposeful" با ترجمه به فارسی
-
(اختیار یا قدرت و غیره) به کسی سپردن · (به ویژه نقاشی) همسازی رنگ و نقش که به طرح حالت آرامش می دهد · (به کسی) اعتماد کردن · (در گور یا تابوت و غیره) خفتن · (قدیمی - با: on یا upon) اتکا داشتن · (معمولا با: self-) قرار دادن یا گرفتن (برای استراحت) · (نادر) · آرام · آرام کردن · آرام گرفتن · آرامش · آرمیدن · آرمیدگی 1 · آسایش · آسودن · آسودگی · استراحت · استراحت کردن · اعتیاد داشتن · خفتگی · خواب · خونسردی و سنگینی 0 · در اختیار گذاشتن · راحت · سکون · صفا · طُمأنينه · غنودن · غنودگی · غیرفعال · قرار دادن · قرار داشتن · مبتنی بودن · وقار · گذاردن · گذاشتن
-
(زمین شناسی - مهندسی ساختمان) حداکثر میزان شیب · زاویه نشست · زاویه ی لغزش
-
ارام · اسوده
-
(مهجور) استراحت · غنودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن