ترجمه "reprehensible" به فارسی
نکوهیده, ناپسند, زشت بهترین ترجمه های "reprehensible" به فارسی هستند.
reprehensible
adjective
noun
دستور زبان
Blameworthy, censurable, guilty. [..]
-
نکوهیده
because there was something more wrong and reprehensible, according to his ideas of right, than in any other person present.
بـا معیارهای آقای دارسی جنبههای بد و نکوهیده دروجود الیزابت بیش از بقیه آدمهای توی اتاق است.
-
ناپسند
adjectiveLady Chettam thought that such conduct was very reprehensible, and remembered that Mrs. Truberry's mother was a Miss Walsingham of Melspring.
لیدیچتام چنین رفتاری را ناپسند خواند و به یاد آورد که مادر خانم تر وبری دوشیزه والسینگهام از اهالی ملسپرینگ بود.
-
زشت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- جنایی
- شنیع
- ناهنجار
- شرم آور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reprehensible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reprehensible" با ترجمه به فارسی
-
جرم
-
سرزنش امیز
-
توبیخ ملایم · سرزنش · عیبجویی · ملامت · نکوهش · گوشمالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن