ترجمه "reprovable" به فارسی
سزاوار نکوهش, شایان سرزنش بهترین ترجمه های "reprovable" به فارسی هستند.
reprovable
adjective
دستور زبان
reproachable [..]
-
سزاوار نکوهش
-
شایان سرزنش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reprovable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reprovable" با ترجمه به فارسی
-
توبیخ ملایم · ملامت · گوشمالی
-
ملامت کننده
-
(مهجور) مجاب کردن · (مهجور- استدلال و غیره) رد کردن · اظهار ناخشنودی کردن · انتقاد کردن · بطلان (چیزی را) ثابت کردن · خرده گیری کردن · سرزنش کردن · عتاب کردن · متنبه کردن · محکوم کردن · مخالفت نشان دادن · ملامت کردن · ناخرسندی نشان دادن · نکوهش کردن · نکوهیدن
-
(مهجور) مجاب کردن · (مهجور- استدلال و غیره) رد کردن · اظهار ناخشنودی کردن · انتقاد کردن · بطلان (چیزی را) ثابت کردن · خرده گیری کردن · سرزنش کردن · عتاب کردن · متنبه کردن · محکوم کردن · مخالفت نشان دادن · ملامت کردن · ناخرسندی نشان دادن · نکوهش کردن · نکوهیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن