ترجمه "reproval" به فارسی

گوشمالی, ملامت, توبیخ ملایم بهترین ترجمه های "reproval" به فارسی هستند.

reproval noun دستور زبان

The act of reproving [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشمالی

    noun
  • ملامت

    noun

    But Levin had not the heart to reprove him.

    اما له وین دل ملامت کردن او را نداشت.

  • توبیخ ملایم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reproval " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reproval" با ترجمه به فارسی

  • ملامت کننده
  • سزاوار نکوهش · شایان سرزنش
  • (مهجور) مجاب کردن · (مهجور- استدلال و غیره) رد کردن · اظهار ناخشنودی کردن · انتقاد کردن · بطلان (چیزی را) ثابت کردن · خرده گیری کردن · سرزنش کردن · عتاب کردن · متنبه کردن · محکوم کردن · مخالفت نشان دادن · ملامت کردن · ناخرسندی نشان دادن · نکوهش کردن · نکوهیدن
  • (مهجور) مجاب کردن · (مهجور- استدلال و غیره) رد کردن · اظهار ناخشنودی کردن · انتقاد کردن · بطلان (چیزی را) ثابت کردن · خرده گیری کردن · سرزنش کردن · عتاب کردن · متنبه کردن · محکوم کردن · مخالفت نشان دادن · ملامت کردن · ناخرسندی نشان دادن · نکوهش کردن · نکوهیدن
اضافه کردن

ترجمه های "reproval" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه