ترجمه "reputability" به فارسی
نیکنامی, اعتبار, اشتهار بهترین ترجمه های "reputability" به فارسی هستند.
reputability
noun
دستور زبان
The property of being reputable, a person's reputation. [..]
-
نیکنامی
nouna well-designed reputation system is key for building trust.
یک سیستم نیکنامی خوب طراحی شده برای ساختن اعتماد کلیدی است.
-
اعتبار
nounMy job will be to add to the reputation of the school.
کار من اضافه کردن به اعتبار مدرسه است.
-
اشتهار
Its reputation is how it is known to its customers.
اشتهار یک شـرکت بستگی به این داردکه مشتریان نسبت به آن شرکت چه برداشتی دارند.
-
ترجمه های کمتر
- احترام
- قابلیت اشتهار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reputability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reputability" با ترجمه به فارسی
-
(کاربرد واژه و غیره) شایسته · آبرومند · استانده · بهنام · بهنجار · خوشنام · مشهور · معتبر · نیک نام
-
بطور معتبریا مشهور
-
آبرو · آوازه · ابرو · اعتبار · بهنامی · حسن شهرت · حیثیت · شهرت · شهرت (خوب یا بد) · نام · نام نیک · ناموس · نیکنامی · وجهه
-
(در افواه) شایع بودن · (معمولا به حالت مجهول) شهرت داشتن به · آوازه · آوازه داشتن · ارجمند شمردن · حیثیت · شمردن · شهرت · شهرت داشتن · لایق دانستن · معروف بودن به · نام (رجوع شود به reputation)
-
شهرت چانهزنی
-
فاحشه خانه
-
شهرت ارسال کننده
-
در افواه · شایع · گفته شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن