ترجمه "requisition" به فارسی

درخواست, تقاضا, بایستگی بهترین ترجمه های "requisition" به فارسی هستند.

requisition verb noun دستور زبان

A request for something, especially a formal written request on a pre-printed form. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخواست

    noun

    ID and requisition, please.

    کارت شناسایی و درخواست ، لطفا.

  • تقاضا

    Tori, I need you to print 100 requisition forms.

    " توری " ، میخوام 100 تا فرم تقاضا چاپ کنی.

  • بایستگی

  • ترجمه های کمتر

    • تقاضانامه
    • درخواستنامه
    • سخره
    • الزام
    • (به زور یا بنا به اختیارات محوله) گرفتن
    • (جمع) شرایط لازم
    • (نادر) مطالبه کردن
    • به کارگیری
    • تصاحب کردن
    • تقاضا کردن
    • خواستار شدن
    • خواسته
    • درخواست استرداد مجرم (از کشور دیگر)
    • درخواست رسمی (طبق اختیارات محوله یا حق و غیره)
    • درخواست کتبی (و رسمی کردن)
    • دستور کتبی
    • مصادره کردن
    • مورد نیاز
    • پیش نیاز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " requisition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Requisition
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرم درخواست کالا از انبار

عباراتی شبیه به "requisition" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "requisition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه