ترجمه "resentful" به فارسی

رنجیده, دلخور, ناخشنود بهترین ترجمه های "resentful" به فارسی هستند.

resentful adjective دستور زبان

Inclined to resent; full of or tending to harbor negative emotion; easily provoked to anger; irritable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنجیده

    she resented the way they shut her out.

    از این که اینچنین در را بهرویش بسته بودند رنجیده بود.

  • دلخور

    And he began to resent the fact that she should question him so.

    کمکم داشت از طرز پرسوجوی ربرتا دلخور میشد.

  • ناخشنود

  • ترجمه های کمتر

    • برزخ
    • غیظی ی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resentful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resentful" با ترجمه به فارسی

  • آزرده شدن · بد آمدن · خوش نداشتن · دلخور شدن · دلخور شدن یا بودن · رنجیدن · غبطه خوردن · غرولند کردن · مضایقه کردن
  • خشم · خشمارنج · دلخوری · رنجش · غیظ · ناخشنودی · کینه
  • آزرده شدن · بد آمدن · خوش نداشتن · دلخور شدن · دلخور شدن یا بودن · رنجیدن · غبطه خوردن · غرولند کردن · مضایقه کردن
اضافه کردن

ترجمه های "resentful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه