ترجمه "resentment" به فارسی

رنجش, خشم, دلخوری بهترین ترجمه های "resentment" به فارسی هستند.

resentment noun دستور زبان

A feeling of anger or displeasure stemming from belief that others have engaged in wrongdoing or mistreatment; indignation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنجش

    noun

    There is tremendous resentment against achievement in the world today.

    علیه موفقیت در دنیای امروز رنجش فوقالعادهای وجود دارد.

  • خشم

    That seemed to have washed away her resentment for all my other choices.

    انگار به نظر میرسید آن تمام خشم او نسبت به انتخابهای دیگر مرا از درون او پاک کرده.

  • دلخوری

    Alexandra sensed their resentment, but she had no idea what had caused it.

    الکساندرا دلخوری آنها را احساس کرده بود، اما نمیدانست چه چیز باعث آن شده است.

  • ترجمه های کمتر

    • غیظ
    • کینه
    • خشمارنج
    • ناخشنودی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resentment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Resentment
+ اضافه کردن

"Resentment" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resentment در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "resentment" با ترجمه به فارسی

  • آزرده شدن · بد آمدن · خوش نداشتن · دلخور شدن · دلخور شدن یا بودن · رنجیدن · غبطه خوردن · غرولند کردن · مضایقه کردن
  • برزخ · دلخور · رنجیده · غیظی ی · ناخشنود
  • آزرده شدن · بد آمدن · خوش نداشتن · دلخور شدن · دلخور شدن یا بودن · رنجیدن · غبطه خوردن · غرولند کردن · مضایقه کردن
اضافه کردن

ترجمه های "resentment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه